بچراغ رسیدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ چَ / چِ رَ / رِ دَ](مص مرکب) رسیدن بچراغ. به روشنی رسیدن :
برخیز که خود را به چراغی برسانیم
تا قوت برهم زدن بال و پری هست.
میرزا ملک مشرقی.
|| کنایه از رسیدن خدمت بزرگی یا به دولتی. (آنندراج). کنایه از رسیدن به دولتی باشد یا رسیدن به خدمت دولتمندی. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر