بحت

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (ع ص، اِ) ساده و خالص از هر چیز: یقال عربی بحت؛ ای محض. و شراب بحت؛ ای صرف. خیر بحت؛ ای لیس معه غیره، و مؤنث آن به هاء است و نزد بعضی مثنی و مجموع و مصغر نشود. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). بی آمیغ و ساده و خالص از هر چیز. (آنندراج). ناب. صافی. بسیط. بی آلایش. ج، بحوت. (ناظم الاطباء). || طعام بحت؛ طعامی بی نان خورش. (مهذب الاسماء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر