بحیر

«لغت نامه دهخدا»

[بُ حَ] (ع اِ مصغر) تصغیر بحر. دریای کوچک. (از معجم البلدان). در تصغیر بحر، بحیر کمتر استعمال کنند. (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام مردی. بحیر اسدی. ابن عیینه از او روایت کرده است. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || کوهی است در تهامه. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر