بخباخ

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (ع ص، اِ) بهباه. (یادداشت مؤلف). رجوع به بهباه شود. شتر بانگ کنندهء از مستی. (از منتهی الارب) (آنندراج). شتر بانگ کننده ای که دهنش را شقشقهء آن پر کند. (از اقرب الموارد). شتری که از غایت مستی بانگ کند. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر