«لغت نامه دهخدا»
[بَ زْ / زِ] (حامص مرکب) بخت آزمائی. آزمودن بخت. (آنندراج). امتحان بخت. امتحان و آزمایش بخت و اقبال کسی. (ناظم الاطباء). اقبال و طالع خویش به آزمون درآوردن : که برخیز و بخت آزمایی بکن هلاک چنان اژدهایی بکن.نظامی. || لاتار آزمایش بخت با بلیت یا وسایل دیگر امثال چرخ و صفحات گردان و غیره و رجوع به لاتار و لاتاری شود. - بلیت بخت آزمایی؛ قطعات کاغذ با نشانها و علایم و بهای خاص که نمودار شرکت خریداری کنندهء آن در قرعه کشی و بخت آزمایی عمومی دستگاه معینی است. - بنگاه بخت آزمایی؛ سازمانی که بر بخت آزمایی عمومی یعنی بر آزمودن گروه شرکت کنندگان در عمل نظارت و آن را تحت ادارهء خود دارد و به قید قرعه با انجام دادن تشریفات خاص به برندگان جوایزی دهد.