«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (نف مرکب)بخت آویزنده. بخت رسان. طالع آور. طالع انگیز. که بخت بدو آویخته باشد. قرین بخت. مقارن اقبال : به پیروزی و بهروزی همی زی با دل افروزی بدولتهای ملک انگیز و بخت آویز اخترها. منوچهری.