«لغت نامه دهخدا»
[بُ / بَ] (اِ) بختو. رعد. (آنندراج)(1)(ناظم الاطباء) (برهان قاطع). غرنده مثل ابر. (شرفنامه منیری) : عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بختور در مطیر(2).رودکی. || شیر درنده. (ناظم الاطباء). (1) - صاحب آنندراج گوید که بدین معنی به فتح اول نیز آمده است. (2) - این بیت بصورت دیگری در بختو نیز آمده است. رجوع به بختو شود.