برحسب

«لغت نامه دهخدا»

[بَ حَ] (حرف اضافهء مرکب)(از: بر + حسب) موافق. بروفق.
- برحسب آرزو؛ مطابق و موافق آن :
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
برحسب آرزوست همه کار و بار دوست.
حافظ.
- برحسب اتفاق؛ اتفاقاً. قضا را. (ناظم الاطباء).
- برحسب دلخواه؛ یعنی بر وفق آرزوی دل. (آنندراج) :
شد آن فتح برحسب دلخواه نیز
زن و مردش آمد غلام و کنیز.
هاتفی (آنندراج).
- برحسب ظاهر؛ ظاهراً.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر