بزمزه

«لغت نامه دهخدا»

[بُ مَ زَ / زِ] (اِ) سوسمار که بعربی ضب گویند. (فرهنگ ضیاء). از جنس چلپاسه است که بزرگ شود. گویند بزیر بز آید و پستان او را بمکد و بعد از خوردن شیر سم او در بز اثر کند. معنی این اسم مکندهء بز است چه مزیدن مکیدن است. و بزمجه تبدیل آنست. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر