بست کردن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ کَ دَ] (مص مرکب)منقبض شدن. قبض کردن. چنانکه دوا یا غذایی قابض. شدّ طبیعت. قبض شدن.
- بست کردن شکم؛ (در تداول خانگی) یبوست سخت در معده پیدا شدن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر