«لغت نامه دهخدا»
[بَ نِ شَ / شِ تَ] (مص مرکب) پناهنده شدن در مشهد مقدسی یا عتبه ای از اعتاب عالیات یا خانهء یکی از مجتهدان و علمای بزرگ یا اصطبل شاهی یا تلگراف خانه و یا مجلس شورای ملی و جز آن. متحصن شدن. تحصن. پناه بردن به بست. رجوع به بست شود : ای فکنده امل دراز آهنگ بست منشین که نیست جای درنگ. ناصرخسرو.