«لغت نامه دهخدا»
[بِ سَ] (ق مرکب)(1) بروی سر. بطرف سر و بسمت سر. || (اِ مرکب) انتها و نوک. (ناظم الاطباء). (1) - از به + سر. در ناظم الاطباء بدینسان آمده ولی در فارسی کلمهء (بسر) بدین صورتی تنها بکار نمی رود بلکه اغلب جزء فعلهای مرکبی همچون بسر آمدن. بسر بردن و مانند اینها می آید. رجوع به ترکیبات مذکور شود.