«لغت نامه دهخدا»
[بُ سُ] (اِ) فتیله ای که زنان بجهت رشتن پیچیده باشند. (برهان). پنبهء پیچیده و فتیله کرده جهت رشتن. (ناظم الاطباء). فتیله ای که زنان از پنبه پیچند برای رشتن. (سروری). و رجوع به بسه شود. در کردی بیسک(1). موی مجعد. دم. بِشک(2). رجوع به بُشُک شود. (فرهنگ فارسی معین). (1) - Bisk. (2) - Bishk.