بسیجنده

«لغت نامه دهخدا»

[بَ جَ دَ / دِ] (نف) بسیچنده. شخصی را گویند که استعداد و سامان کاری کند و آماده و مهیا سازد. (برهان). آماده و مهیا کننده (ناظم الاطباء). اسم فاعل است از بسیچیدن. یعنی حاضرشونده و حاضر کننده. (مجمع الفرس) :
چو شد هفته و کار شد ساخته
بسیچنده از کار پرداخته.نظامی.
بسیچنده در آب پیروزه رنگ
بسیچید تا ماهی آرد بچنگ.نظامی.
|| کار سازکننده را نیز گویند. (برهان). آماده و آماده کننده. (ناظم الاطباء). || قصد و اراده کننده را گویند. (برهان). || پوشندهء ساز جنگ. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر