بشاشه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ شَ] (ع مص) بشاشت. بش. خوشرویی. (ناظم الاطباء). رجوع به بش و بشاشت شود. || تازه روی و شادمان شدن. (منتهی الارب) (آنندراج). || به لطف کلام و تازه رویی و گشادگی پیشانی پیش آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر