«لغت نامه دهخدا»
[بِ] (اِخ) ابن ثابت بصری بزار(1) مکنی به ابومحمد. محدث و ثقهء ابن حبان بود. رجوع به تاج العروس شود. (1) - منسوب به بزار، به معنی فروشندهء بزر کتان یعنی روغن آن به لهجهء بغدادیان.