«لغت نامه دهخدا»
[بُ صَ] (ع ص، را) جِ بصیر. (از ناظم الاطباء). بینا و نابینا از لغات اضداد است. (آنندراج). بینندگان. (مؤید الفضلاء). بینایان. روشن بینان. روشن دلان : گر عادلی از طاعت بگذار حق رزق بنگر به بصیرت که درین ره بصرااند. ناصرخسرو.