بضه

«لغت نامه دهخدا»

[بَضْ ضَ] (ع اِ) زن تنک پوست آکنده گوشت. (منتهی الارب). کنیزک نرم تن خواه گندم گون باشد و خواه سفید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دختر تنک پوست آکنده گوشت. (ناظم الاطباء). بضباضه. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). باضه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شیر ترش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر