بطارس

«لغت نامه دهخدا»

[بَ رِ] (معرب، اِ)(1) به یونانی نام دوایی است که آنرا سرخس نیز گویند و آن چوبکی باشد سیاه رنگ و چون بشکنند مغز آن فستقی بود کدو دانه را نافع است. (برهان) (از آنندراج). مأخوذ از یونانی یک قسم دارویی که در دفع کدو دانه بکار میبرند و سرخس نیز گویند. (ناظم الاطباء). بیونانی سرخس است. (فهرست مخزن الادویه). سرخس. (ترجمهء فرانسوی مفردات ابن بیطار) (اختیارات بدیعی نسخهء خطی لغت نامه) (تذکرهء داود ضریر انطاکی). علف و گیاهی است که سرخس گویند. (شعوری ج1 ورق 168). و رجوع به سرخس شود.
(1) - Fugere male. در یونانی Pteris اشتینگاس. ابن بیطار ص244 (از حاشیهء برهان چ معین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر