بغر

«لغت نامه دهخدا»

[بَ غَ] (ع اِ) تشنگی که از آب نرود یا بیماری تشنگی که شتر در آن بمیرد: عیر رجل من قریش فقیل له مات ابوک بشماً و ماتت امک بغراً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). علتی است که شتر را پیدا شود چندانکه آب خورد سیر نشود. (مؤید الفضلاء). تشنگی که سیر نشود از آب. (مهذب الاسماء). || آب ناگوارد که از خوردن آن ستور به بیماری بغر مبتلا گردد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). آب بد که تشنگی افزاید چرنده ها را. || پراکنده شدن در هر جانب: تفرقوا شغر بغر(1). (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
(1) - [ بِ ]. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر