بقدر

«لغت نامه دهخدا»

[بِ قَ رِ] (ق مرکب) بملاحظه و به اندازه و بحسب و موافق. (ناظم الاطباء). همواره لازم الاضافه است :
بقدر بردنم نه بار بر من
منه بیش از کشش تیمار بر من.نظامی.
- بقدر احتیاج؛ برحسب حاجت و ضرورت. (ناظم الاطباء).
- بقدر امکان؛ به اندازه ای که ممکن است. (ناظم الاطباء).
- بقدر طاقت؛ به اندازهء طاقت و موافق طاقت. (ناظم الاطباء). بقدر توان و کشش.
- بقدر مراتبش؛ برحسب درجاتش و بملاحظهء قابلیتش. (ناظم الاطباء). به اندازه مراتب کسی. بنابر درجات و قابلیت و شایستگی او.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر