«لغت نامه دهخدا»
[بُ قَ عَ] (ع ص) مقلوب قُبَعَه. جاریهء بقعه و قبعه، کنیزکی که روی خود بنماید آنگاه نهان سازد. (از نشوءاللغه ص17).