«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع ص، اِ) شکافته شده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || چادری که آنرا شکافته بپوشند بی آستین. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). بقیره. رجوع به بقیره شود. || جِ بَقَرَه گاوان. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به بقره شود. || اسب کرهء متولد شده در ماسکه(1) یا در سلی(2): و ناقه بقیر، التی شق بطنها عن ولدها. (منتهی الارب). || شتر ماده ای که از برای برآوردن بچه شکم او شکافته باشند. (آنندراج). (1) - پوستپاره ای که بر روی کودک و اسب کره باشد. (منتهی الارب) (2) - پوستی که بر روی بچه درکشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند. (منتهی الارب).