«لغت نامه دهخدا»
[بَ کْءْ] (ع مص) بُکْء کم شیر شدن ماده شتر. (ناظم الاطباء). کم شیر شدن ناقه. (منتهی الارب) (آنندراج). بکوء، بکاءه، بک ء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اندک شیر شدن. (تاج المصادر بیهقی). || کم شدن آب چاه. || کم شدن اشک چشم کسی. || بحاجت خود نرسیدن. (از اقرب الموارد).