بلاغت کردن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ غَ کَ دَ] (مص مرکب)بالغ شدن طفل. (آنندراج) :
چون بریش آمد و بلاغت کرد
مردم آمیز و مهرجوی بود.سعدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر