«لغت نامه دهخدا»
[بَ غَ] (ع مص) بلاغت. بلیغ شدن مرد و یا سخن و کلام. (از منتهی الارب). بلیغ شدن. (المصادر زوزنی) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی). فصیح شدن آنچنان که سخن را در جای خود قرار دهد، و چنین شخصی را بَلیغ گویند. (از اقرب الموارد). و رجوع به بلاغت شود.