«لغت نامه دهخدا»
[بَ لَ] (ص نسبی) آنکه بلبان بنوازد. (از آنندراج) : شوخ بلبانی که چو شیرینی جانی کان شکر و قند ملاحت به لبانی. سیفی (از آنندراج). || سازندهء بلبان. (ناظم الاطباء).