بلسمه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ سَ مَ] (ع مص) خاموش شدن از بیم. (از منتهی الارب). سکوت کردن از ترس. (از اقرب الموارد). || ناخواست و ناپسند نمودن روی خود را به کسی. (از منتهی الارب). تکریه و ناپسند نشان دادن روی خود را. (از اقرب الموارد). تبلسم. و رجوع به تبلسم شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر