بلعت کردن

«لغت نامه دهخدا»

[بَلْ لَ تُ کَ دَ] (مص مرکب) بلعتُ، صیغهء متکلم وحدهء فعل ماضی از مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل است به معنی «بلعیدم من»، و در مورد مال مردم خوردن و حق کسی را بالا کشیدن استعمال میشود. (از فرهنگ لغات عامیانه). به مزاح، خوردن، تصرف کردن مال کسی به غیرحق. تصاحب کردن. غصب کردن. صرف مالی به غصب. خوردن مالی نه به وجه مشروع: تمام مال یتیم را بلعت کرد. مادر صغیر را گرفت و مال صغیر را بلعت کرد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر