بلمون

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (اِ) یونانی ساذج است. (از الفاظ الادویه). فرفخ. (مخزن الادویه). عرفج. (تحفهء حکیم مؤمن). ساذج صحرایی است و آن برگی باشد دوائی مانند برگ گردکان و آنرا به عربی عرفج بری خوانند. (برهان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر