«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِ) فریب و خدعه. (برهان). به چرب زبانی کسی را فریفتن. (شرفنامهء منیری). || فروتنی. (برهان). فروتنی کردن. (شرفنامهء منیری). || (ص) شخصی که به چرب زبانی و فریبندگی مردم را از راه بیرون برد. (برهان). فریبنده که به چرب سخنی مردم را از راه برد. (اوبهی). اما ظاهراً کلمه در این معانی صفت مرکب (ب + لوس) باشد. رجوع به لوس شود.