بلهانه

«لغت نامه دهخدا»

[بُ نَ / نِ] (ق مرکب) منسوب به بله که جمع ابله است. (آنندراج). بطور بلاهت و بی تمیزی. (فرهنگ فارسی معین) :
سنگها طفلان به من انداختند
بس که کردم بی قدش بلهانه رقص.
عقل حیران است در بازیچهء دور فلک
بر مدار زشت گیتی خندهء بلهانه کن.
علی خراسانی (از آنندراج).
|| (ص) شبیه و مانند بله. (فرهنگ فارسی معین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر