«لغت نامه دهخدا»
[بُ زَ دَ] (مص مرکب)نوعی از ضرب که بر بناگوش زنند مثل سیلی و توانچه بر روی و گردن. (آنندراج) : اگر کند بخرام تو ذوق همدوشی زنند فاختگان سرو را بناگوشی. سلطان علی بیگ رهی (از آنندراج).