بندبند

«لغت نامه دهخدا»

[بَ بَ] (ق مرکب) جزءجزء. تکه تکه. قطعه قطعه. پاره پاره : و از حال ری و خوارزم بندبند و اندک اندک از آن گویم که دو باب خواهد بود سخت مشبع. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص474).
به ترکیب آن سنگها بندبند
برآورد بیدر حصاری بلند.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر