بندخانه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ نَ / نِ] (اِ مرکب) زندان که ترجمهء سجن است. (آنندراج). بندی خانه. زندان. محبس. (فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء) :
وحشی نداشت پای گریز از کمند عشق
او را به بندخانهء هجران گذاشتیم.
صائب (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر