«لغت نامه دهخدا»
[بَ نَ / نِ] (اِ مرکب) زندان که ترجمهء سجن است. (آنندراج). بندی خانه. زندان. محبس. (فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء) : وحشی نداشت پای گریز از کمند عشق او را به بندخانهء هجران گذاشتیم. صائب (از آنندراج).