«لغت نامه دهخدا»
[بَ نَ / نِ] (اِ مرکب) زندان که ترجمهء سجن است. (آنندراج). زندان. بندخانه. (فرهنگ فارسی معین) : ز بندیخانهء چشمم که جسته که زنجیرش سراپا رنگ بسته. محمدقلی سلیم (از آنندراج).