بن و بار

«لغت نامه دهخدا»

[بُ نُ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) از بیخ و بن.
- از بن و بار؛ از بیخ و بن. از اصل و بنیاد :
خبر ندارد کاندر دلم اثر نکند
اگر جهان همه تیمار گردد از بن و بار.
عنصری.
عطار به کلبه در با عود همی گفت
کاصل تو چه چیز است و چه چیزی ز بن و بار.
فرخی.
میر گرت یک قدح شراب فروریخت
چون که تو از دین برون شدی ز بن و بار.
ناصرخسرو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر