بنوک

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (اِ) گرمی از شعف و خوشحالی. || حرکت و گردش بطور چالاکی. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). || چلپاسه. بنوک کرم. (ناظم الاطباء).(1)
(1) - به این معنی در اشتینگاس بصورت مستقل بنوک کرم ضبط شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر