«لغت نامه دهخدا»
(اِ)(1) پیچک. (فرهنگستان). قرقره ای که بدور آن سیم فلزی روپوش داری بپیچند و جریان الکتریسیته از آن عبور کند و یا بوسیلهء آن بتوان تغییری در جریان برق ایجاد کرد. پیچک. (فرهنگ فارسی معین). . (فرانسوی) (1) - Bobine