بود کردن

«لغت نامه دهخدا»

[کَ دَ] (مص مرکب) سوخت را بود کردن؛ مالیات معدوم قریه ای را به قراء دیگر بخشیدن. (یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر