«لغت نامه دهخدا»
[طَ مَ] (حامص مرکب) طمع داشتن. حریص بودن : زآن پس که چار صحف قناعت بخوانده ای خود را ز لوح بوطمعی عشرخوان مخواه. خاقانی.