«لغت نامه دهخدا»
[قَ تَ] (ع اِ مرکب) کنایه از مردم دنیاپرست و بد و احمق : طاعت و احسان و علم و راستی را برگزین گوش چون دادی به گفت بوقماش و بوقتب. ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص27)(1). رجوع به ابوقتب شود. (1) - این شعر در ذیل ابوقتب در همین لغت نامه آمده و حمار و الاغ و خر معنی شده است.