بهار دارابی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ رِ] (اِخ) اسمش میرزا محمدعلی بن شیخ اسحاق شیخ الاسلامی دارابجرد فارس. بعد از پدر به دارالخلافه آمد و پس از چندی تأخیر بخدمت میرزا عبدالوهاب اصفهانی معتمدالدوله رفته معروض داشت که شرط کلی شیخ الاسلامی عدم سواد و تدین است و من جامع هر دو شرطم که منصب پدر من بود. دیگری شایسته آن نیست. بالاخره حکمش صادر و روانهء مقصد شد. اگرچه چنین گفته ولی مردی با فضل و اخلاق و دین بوده این دو بیت از او نوشته شد:
پس از عمری بدستم گرمی دیرینه می آید
ز ضعف طالع آنهم در شب آدینه می آید.
* * *
پنداشتم کز آمدنش غم ز دل رود
همراه غیر آمد و دردم فزود و رفت.
(از مجمع الفصحاء ج2 صص81-82).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر