بهاره

«لغت نامه دهخدا»

[بَ رَ / رِ] (ص نسبی) گندم و غلات دیگر که در فصل بهار کارند. (فرهنگ فارسی معین). مقابل پائیزه... منسوب به بهار. بهاری: کشت بهاره. (فرهنگ فارسی معین).
- بهاره برای کسی کاشتن؛ وعده های بسیار به او دادن. (یادداشت بخط مؤلف).
|| (اِ) گروه زنبوران عسل. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر