«لغت نامه دهخدا»
[بِ هَ تَ] (مص مرکب) یکی کردن. بهم پیوستن : گر زمین و زمان بهم دوزی ندهندت زیاده از روزی. ؟ (از یادداشت بخط مؤلف).