«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِ)(1) صفه و ایوان و کوشک و بالاخانه. (برهان) (ناظم الاطباء). کوشک. (جهانگیری). رواق. (دهار). قصر و ایوان و نشیمن. (غیاث). خانه در پیش سرای جداگانه. (آنندراج) (منتهی الارب). خانهء مقدم و پیشگاه سرایها. (از تاج العروس ج10 ص50) (از اقرب الموارد). خانهء پیشگاه سرای. (ناظم الاطباء) : مرا دست گرفت از دهلیز به مقصوره و از مقصوره بدهلیز برد تا سیصد مقصوره بر شمردیم تا به بهوی که چشم من به جهد به آخر آن رسید رسیدیم چون نیک بنگریدم متوکل را دیدم بر سریری زرین نشسته. (تاریخ طبرستان). گرچه غمخانهء ما را نه مجر ماند و نه بهو هرچه آرایش طاقست ز بر بگشائید. خاقانی. مسند از تخت و مخده ز نمط برگیرید حجره(2) از بهو و ستاره ز حجر بگشائید. خاقانی. (1) - ظ. در عربی و فارسی یکسان است. (2) - ن ل: هجله.