«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب) جِ بیابانی، بمعنی صحرانشین. رجوع به بیابانی شود. || ستاره هایی که در غیر مدار آفتاب و ماه واقع شده اند. (ناظم الاطباء ذیل بیابانیات). کواکب قدر اول و دوم و سوم و منازل قمر. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به بیابانی شود. || زنان صحرانشین. (فرهنگ فارسی معین).