«لغت نامه دهخدا»
[جَ] (ص مرکب، ق مرکب)آنکه قابل جواب نباشد. (آنندراج). بی پاسخ و غیرمقبول. (ناظم الاطباء). سخن که نتوان آنرا جواب گفت. (یادداشت بخط مؤلف) : عین صواب و مسئله بی جواب.سعدی. خجالت میکشم از نامه های بی جواب خود که بار خاطر آن رخنهء دیوار میگردد. صائب (از آنندراج).