بیحیله

«لغت نامه دهخدا»

[لَ] (اِ) یونانی و رومی خرفه. بقله الحمقا. (الفاظ الادویه). این کلمه را در برهان بمعنی خرفه آورده ولی در فرهنگ اسدی (بکتابت 766 ه . ق.) مینویسد: خرفه، بیخله، بخله و پرپهن و فرفخ بود یعنی تخمگان. (از یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر