بیخ آور شدن

«لغت نامه دهخدا»

[وَ شُ دَ] (مص مرکب)ریشه به انبوه کردن. با ریشهء بسیار شدن. رسوخ. (ترجمان القرآن) (تاج المصادر بیهقی). اعراق. (زوزنی) الاستیراض؛ بیخ آور شدن تنهء خرما. (مجمل اللغه) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر